یادداشت مهمان؛
اعزام دیپلمات فناوری راهکار جدی رقابت با کشورهای دیگر
اچ پی: تا چند سال پیش، وقتی صحبت از دیپلماسی در حوزهی فناوری می شد، بیشتر منظور همکاریهای علمی، تبادل استاد و دانشجو، یا امضای تفاهم نامه های کلی میان دانشگاه ها بود.
یادداشت میهمان- حجت الاسلام میثم غلامی؛ اما در سالیان اخیر، این مفهوم به کلی دگرگون شده است. دیپلماسی تکنولوژی امروز دیگر یک فعالیت جانبی و تشریفاتی نیست، بلکه به یکی از میدان های اصلی رقابت قدرت های بزرگ تبدیل گشته است و کشورها می کوشند بوسیله حضور رسمی و نهادی در کشورهای دیگر، فناوری و سرمایه گذاری به دست آورند.
هیچ کشوری این دگرگونی را به اندازهی چین جدی نگرفته است. چین دیپلماسی فناوری را نه به عنوان ابزاری تبلیغاتی، بلکه به عنوان یک بازوی اجرائی در سیاست خارجی خود طراحی نموده است که کارش شکار موقعیت های توسعه فناوری است. منطق پشت این تحول هم بسیار بلندپروازانه است. این سیاست هم قلمرو نفوذ فناوری، اقتصاد و استانداردهای چین را در سراسر دنیا گسترش می دهد و هم با جذب سرمایهی انسانی، مالکیت فکری و موقعیت های سرمایه گذاری از دل اکوسیستم فناوری آمریکا و متحدانش، به صورت غیرمستقیم قلمرو نفوذ آمریکا را محدود می کند.
در ساختار سفارت ها و کنسولگری های چین، بخشی با عنوان «بخش علم و فناوری» (Science and Technology Section) وجود دارد که مسئولیت آن با «رایزن علم و فناوری» است. چینی ها این رایزن ها را «دیپلمات های علم و فناوری» می خوانند. این افراد بازوی برون مرزی ادارهی همکاریهای بین المللی وزارت علوم و فناوری چین هستند.
اما وظیفه شان فقط برگزاری سمینار و امضای تفاهمنامه نیست. این دیپلمات ها با کمپانی های خارجی ارتباط برقرار می کنند، از مراکز تحقیقاتی بازدید می کنند و گزارشهای دقیقی از فناوری های مفید و مناسب برای همکاری تهیه می کنند. این نشان میدهد که این افراد بی شک از دل زیست بوم فناوری انتخاب شده اند.
رایزن های علم و فناوری به صورت منظم تحولات فناورانهی کشور میزبان را رصد می کنند، موقعیت های سرمایه گذاری برای شرکت های چینی را شناسایی می کنند و با شبکه ای از دانشمندان مهاجر و جوامع چینی تبار در کشور میزبان در تعامل اند. مرکز فناوری های نوظهور دانشگاه جورج تاون در گزارشی ویژه، فعالیت این دیپلمات ها بررسی نموده است و نشان داده است که این رایزنان طیف وسیعی از شرکت ها، دانشگاه ها، موسسات پژوهشی و افراد پیشرو در تکنولوژی های جدید را با افراد و شرکت های چینی مرتبط کرده اند.
حاصل دیپلماسی فناوری چین فقط شناسایی فرصت ها نبوده است. نتیجهی ملموس دیپلماسی فناوری چین، یکی از بزرگ ترین موج های بازگشت استعداد در تاریخ معاصر است. دولت چین گزارش داده است که با برنامه های جذب استعداد مانند طرح «هزار نخبه»، در سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ حدود ۶۰ هزار دانشمند و کارآفرین خارج نشین را بازگردانده اند. گزارش خبرگزاری شینهوا در سال ۲۰۲۶ هم نشان میدهد از ۷.۵ میلیون دانشجوی چینی اعزامی از سال ۱۹۷۸ به بعد، ۶.۵ میلیون نفر (اغلب بعد از سال ۲۰۱۲) به کشور بازگشته اند.
علاوه بر ایجاد جذابیت برای مهاجران، شرکت های چینی به خرید شرکت های آمریکایی اقدام می کنند یا در آنها سرمایه گذاری می کنند. چینی ها در سه سال (۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶) در حداقل ۵۱ استارتاپ هوش مصنوعی آمریکایی سرمایه گذاری کردند. همینطور شرکت هایی با ارزش میلیاردها دلار در سراسر اروپا و آمریکا خریداری کردند. در تعدادی موارد این شرکت ها خریداری یا تأسیس شده است تا نخبگان چینی که مایل به بازگشت به چین نیستند جذب و به همکاری ترغیب شوند.
جالب ترین بخش این استراتژی، سعی برای جذب متخصصان غیرچینی است. چینی ها در ادامهی برنامهی «هزار نخبه»، برنامهی «۱۱۱» و غیره، برای جذب متخصصان رده بالای غیرچینی برنامه ریزی کردند. گزارش کمیتهی تحقیقات سنای آمریکا مشارکت کنندگان طرح «هزار نخبه» را بیشتر از ۷ هزار نفر اعلام نموده که چند برندهی جایزهی نوبل هم در بین آن هاست.
دیپلمات های چینی در تمام قاره ها فعال می باشند، باآنکه تمرکز اصلی بر کشورهای دارای فناوری پیشرفته است. در آفریقا، چین بوسیله دیپلماسی فناوری توانسته است حاکم بی رقیب زیرساخت شبکه شود. بر اساس گزارش شورای آتلانتیک، شرکت هوآوی حالا ۵۰ درصد از زیرساخت ۵G جهان را تأمین می کند، ۷۰درصد از زیرساخت ۴G آفریقا را در اختیار دارد و و شبکهی ملی فیبر نوری و دولت الکترونیک بیشتر از بیست کشور آفریقا را ساخته است و برخی کشورها مانند اتیوپی و آفریقای جنوبی در زیرساخت ابری به چین وابسته اند.
در زمینهی تربیت سرمایهی انسانی هم هوآوی در آنگولا، کنگو، مصر، کنیا، مراکش، نیجریه و آفریقای جنوبی مراکز آموزشی تأسیس کرده و به هزاران دانشجو آموزش می دهد و نسلی از تصمیم گیران و مهندسان آفریقایی تربیت خواهدنمود که تجربه، شبکهی ارتباطی و حتی زبان فنی آنها با اکوسیستم چینی گره خورده است.
این پروژهی بزرگ «چین استانداردز ۲۰۳۵» را هم بمنظور دیکتهی استانداردهای خود بر دنیای فناوری کلید زده است که بخش مهمی از بار آن هم بر دوش دیپلمات های علم و فناوری خواهد بود.
امروزه تبادل نظر فناوری یا دیپلماسی فناوری مسئلهی سیاستی بسیار مهمی است که مستقیماً تأمین کنندهی منافع ملی کشورهاست. در کشور ما این مفهوم اغلب با عنوان دیپلماسی سایبری و مسایل امنیت سایبری شناخته شده و البته کمتر توسعه یافته و فعال گردیده است. اما هر روزی که دیرتر دیپلمات های فناوری را به کشورهای همسایه و کشورهای پیشرو در صنایع نوین گسیل نماییم، از مسیر پرشتاب توسعه فناوری بازمی مانیم.
*سرپرست پژوهشگاه فضای مجازی
به طور خلاصه، گزارش خبرگزاری شینهوا در سال ۲۰۲۶ هم نشان میدهد از ۷.۵ میلیون دانشجوی چینی اعزامی از سال ۱۹۷۸ به بعد، ۶.۵ میلیون نفر (اغلب پس از سال ۲۰۱۲) به کشور بازگشته اند. طبق گزارش شورای آتلانتیک، شرکت هوآوی حالا ۵۰ درصد از زیرساخت ۵G جهان را تأمین می کند، ۷۰درصد از زیرساخت ۴G آفریقا را در اختیار دارد و و شبکهی ملی فیبر نوری و دولت الکترونیک بیشتر از بیست کشور آفریقا را ساخته است و برخی کشورها مانند اتیوپی و آفریقای جنوبی در زیرساخت ابری به چین وابسته اند. در کشور ما این مفهوم اغلب با عنوان دیپلماسی سایبری و مسائل امنیت سایبری شناخته شده و البته کمتر توسعه یافته و فعال گردیده است.
منبع: اچ پی
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب